تبلیغات
روزنوشت بیکاری ... بهترین شغل دنیا بیکاریست ...بیکاران 2010 - از دست این دکترا به که نالم ای خدا ؟!
جمعه بیست و یکم بهمن 1390  ساعت 02 و 53 دقیقه و 31 ثانیه
توسط: رضا الف

این پیرزن مریض شده بردمش دکتر. یه کیسه قرص و دوا داده که علاوه بر قرص های قبلی فشار خون و قند و چربی و غیره و ذالک اینها را هم مصرف کند. صبح ها قبل از صبحانه تا شب موقع خواب یه ده دوازده تایی قرص باید بخوره. حالا ایکاش حتی اندکی بهبودی حاصل میشد.

یکی از این قرصهایی که جدید بودند دارویی هست به نام سیزا پراید . مرتبط با معده است !!!چون در بین داروها " این یکی نا آشنا بود اومدم توی اینترنت سرچ کردم ببینم چیه. علاوه بر اینکه به بیماری های این پیرزن اصلا ربطی نداشت دو سه موردش خیلی جالب بود.

یکی اینکه با برخی داروهایی که جدیدا تجویز شده توسط همین جناب پزشک بشدت تداخل داره . و دو دیگر مطلبیست که عینا کپی میکنم :

بدلیل اینکه این  سایت ایرانی که مطلب رو میخواستم از اونجا کپی پیست کنم اجازه کلیک راست نمیده مجبورم مطلب را خودم بنویسم : این دارو در اروپا و امریکا از سال 2000 بدلیل خطر مرگ ناگهانی و عوارضی که دارد فقط برای پژوهشهای دانشگاهی و علمی  بکار میرود و برای بیماران تجویز نمیشود !!!!!!!!!!!!

حالا دارم با خودم به این قضیه می اندیشم که وقتی پزشکانی از دانشکده ها فارغ التحصیل نشده توسط مامی و ددی دکتر خطاب میشوند امر بر آنها مشتبه میشه که واقعا دکترن هااااا . و یقینا میخواهند در تهران یا مراکز استانها و اگر نشد در شهرستانها مطب بزنند و با کشتن مردم بینوای شهرستان ها و روستاها کسب علم کنند.

دانشگاه که مرکز دریافت علم نیست. محیطیه برای دختر بازی و بروز دادن احساسات سیاسی و آنچه که هرگز انجام نمیشه علم آموزی ست. وقتی به همین حضرات میگن  ((( نه ))) .......... اجازه مطب نمیدیم  " به رگ غیرتشون برمیخوره. حالا فردا برم سراغ آن پزشک محترم و از پنجره مطبش بندازمش پایین همه میگن خب این چه کاریست ؟ برو نظام پزشکی ازش شکایت کن. یکبار از یک دندانپزشک بهمین طریق شکایت کردم ( یعنی مث آدم برخورد کردم ) دو تا از همکارانش حضور بهم رسانیدند و فرمودند ما پزشکیم و 15 روز دوره دیدیم و الان دادیار پزشکی هستیم . نه تنها کلمه ای از قوانین نمیدانستند  بلکه بنده را محکوم کردند که چرا دندانت درد گرفته که بری پیش این دندانپزشک که او ناراحت شود و بجای  آن دختر زیبا بخواهد وقتش را صرف تو کند ؟ و خلاصه محکوم هم شدم. و البته آموختم در کلیه موارد مشابه پزشک را باید از پنجره  مطبش به بیرون پرت نمود تا قضیه کیفری شده و در دادگاههای عمومی و نه نظام پزشکی مورد محاسبه قرار گیرد. لابد فردا هم بایستی که اینگونه رفتار کنم.


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.bahar-20.com رفتن به بالای صفحه