تبلیغات
روزنوشت بیکاری ... بهترین شغل دنیا بیکاریست ...بیکاران 2010 - تکنولوژی فکر
شنبه بیست و سوم بهمن 1389  ساعت 05 و 06 دقیقه و 44 ثانیه
نوع مطلب: (اظهار فضل ،) توسط: رضا الف

سالها پیش از این کتابی را خواندم بنام تکنولوژی فکر ... کتابی بود بس مزخرف که بدرد همه چیز میخورد بجز هیچی !!!

این سالها مد شده کتابهایی برای بهتر شدن زندگی ... شاد بود ... چگونه مدیر خوبی ...همسر خوبی ... انسان خوبی باشیم ... اما این کتابها چرت اند و پرت و ذره ای بدرد نمیخورند.

شاید برای نویسنده و مکانی که در آنجا زندگی میکند مثل دیگر کشورها اندکی بکار اید اما برای ما هیچ کاربردی ندارد. اصول تکنولوژی فکر در همه این کتابها که با اشکال و نامهای مختلف تجدید چاپ میشوند اینست :

1- هر آنچه که میخواهی ( یعنی اهدافت )  با تمام جزییات گفته یا نوشته شوند .

2- زمان . در چه مدت زمانی میخواهی به اهدافت برسی را باید دقیقا مشخص کنی.یک ماه ...چهار سال یا ...

3- اولویت بندی .اهدافت را بصورت مثلا شش ماهه اول دوم سوم مشخص کنی و برای آنها اقدام کنید .

4 - خلق اهداف با خود ماست ( و نه دوغ )اینکه چگونه تلاش کنیم و چگونه در خود ایجاد انگیزه کنیم و پاسخ دادن به این سوالات که چرا باید فلان چیز را داشته باشم ؟ جواب به این سوال " ایجاد انگیزه میکند .

کلیت تکنولوژی فکر همین ها هستند. اما همگی این موارد در تضاد کامل با یکدیگرند .برای مثال هدف شما اینست که به فلان شغل یا مقام دست پیدا کنی ... باید برای یک سال درس بخوانی و چهار سال دانشگاه بروی و سپس برای هدفت امتحان بدهی و بسویش حرکت کنی.

اما این در حرف ممکن است کاربرد داشته باشد ولی عملا چطور؟ وقتی یک مورخ باید در بیمارستان کار کند و یک پزشک رستوران داری کند و آشپز مهندس کشاورزی را انتخاب کند و مهندس کشاورزی فرمانده نظامی باشد و کسی که توان فرماندهی دارد باید غاز بچراند .... یعنی اینکه نمیتوان به اهدافی فکر کنی که هرگز ممکن نیست به آن برسی.

اینگونه تعین اهداف برای زندگی در کشوری میسر است که هر کس در خصوص تخصصش وارد کار میشود و پارتی بازی در کار نیست . فلذا این گونه زندگی به تکنولوژی فکر نیاز ندارد بلکه به تکنولوژی کون نیاز دارد که بدانی کون را کجا بگذاری ... چهار یا شش سال روی نیمکت خشک دانشگاه برای هیچ و پوچ ؟ یا اینکه کون نازنینت را روی صندلی نرمی که جلویش یک کامپیوتر قرار دارد و بازی کنی تا اگر سالها بعد مدارکی گرفتی مجبور نباشی در کوزه گذاشته آبش را نوش جان کنی...

این اواخر مد شده برخی که ظاهرا پول بیحساب دارند و عقلشان زیادی کار میکند ولی در واقعیت اصلا عقل ندارند که کار کند به کلاسهای تکنولوژی فکر میروند ... پولهای کلانی میدهند تا بیاموزند چگونه فکرشان را بکار اندازند !

این گونه افراد علاوه بر اینکه تکنولوژی کون را باید بیاموزند ... تکنولوژی جیب هم باید بیاموزند... جیبشان پر پول است و نمیدانند چه کنند. هیچکسی هم نیست بگه آخه آدم حسابی این همه مجرد ...بیکار ... مفلوک ...در این شهر و دیار هستند پولش را بده برای گذران زندگی اینان... حداقلش اینست که لقمه نانی یا لباسی به تن بیچاره فقیری نموده ای که اگر در جهان آخرت بدردت هم نخورد حداقلش اینست که در این دنیا میگن آفرین ...فلانی عجب انسان نکو کاری ست... دیگه بهت نمیگم کس خل ... تازه شاید خدا هم عوضش را بتو داد. عوض اون هفته من را هنوز نداده . میگن اگه گدا یکی بود براش گاو سر میبریدند...

حالا اگر خدا بمن یکی میخواست عوض بده من را بجای حسنی مبارک انتخاب میکردند ...اهلا سهلا مرحبا .... ولی چون تعدادمان خیلی زیاد است باید چند سال در نوبت باشیم برای گرفتن عوض آن دو قرون دهشایی که به گدا داده بودم.

ولی بهر حال طلبکار باشم بهتر است تا بدهی داشته باشم. تا اگه شانس آوردم و زدم و مردم ( فوت شدم ) این آقایان انکر منکر کمتر سوال پیچم کنند.

بهر صورت تکنولوژی فکر را از ذهن بیرون کنید یا اینکه رازش را فراموش نکنید. راز مهمش اینه که : تا وقتی کتابش را میخوانیم یا سر کلاسهایش میروند...پولدارها ... همه چیز خوبه و سرشار از انرژی مثبت ولی همین که کتاب یا جلسه تمام شد همه چیز باز میگردد بجای اولش...

رازش چیست و چه باید کرد : باید دائما کتاب را خواند و جلساتش را مکررا ادامه داد.. کسی که یکبار ناهار میخوره نمیگه دیگه سیر شدم و بغذا نیازی نیست... شام و صبحانه و فرداها باز هم نیاز بغذا دارد... اینهم غذای روح است... البته اهدافی را برگذینید که قابل دسترسی باشد وگر نه اندر خم پس کوچه گیر میکنید و راهی نمیماند بجز اینکه رهایش کنید و سراغ تکنولوژی دیگری بروید ... شاید مثل آنچه مذکور شد !!!


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.bahar-20.com رفتن به بالای صفحه