تبلیغات
روزنوشت بیکاری ... بهترین شغل دنیا بیکاریست ...بیکاران 2010 - گداهای شهر من
دوشنبه هجدهم بهمن 1389  ساعت 03 و 26 دقیقه و 27 ثانیه
نوع مطلب: (اظهار فضل ،) توسط: رضا الف

" دیروز پریروزا توی آرایشگاه مردانه بودم.این حضرت والا برای اینکه از سرمای سوزناک بیرون کمی در امان باشد وارد شد و کنار بخاری ایستاد. نامش عقیل است و در پارک ها میخوابد . سیگار بهش تعارف کردم نکشید. لبهای صورتی رنگش مشخص میکنه اهل دود نیست. والا مجنون و دیوانه و چل و خل هم نبود... ساکت و آرام... چهار تا اسکناس پنج هزارتومنی بهش داده بودند صد بار شمردش.ما هم کمی ریا نباشه ... کمکهای انسان دوستانه کردیم و حالا منتظرم خدا عوضشو بمن بده.نمیدونم چرا نداده هنوز.

توی همشهریام یه بیست سی تا گدای ثابت و متحرک... دائمی و فصلی ...اعم از کور و چلاغ و شل و پت و امثالهم وجود داره. برای اینکه خانما اعتراض نکنن که چرا حقوق برابر ندارن باید عرض کنم نصف این گداهای همشهریم را خانمهای چلاغ و بدبخت و بی سرپرست و جنده تشکیل میده. بدون استثنا گدایی نیست که بهش پول ندم.همشونم منو میشناسن.از دور که منو میبینن صدای یا ابوالفضلشون بلند میشه که منظورشون اینه  منو یادت نره. اخه ماشالله یکی دوتا که نیستن .

سابقا که وضعم بهتر بود بیشتر بهشون پول میدادم.این اواخر بخاطر هدفمند کردن یارانه ها کمتر میتوانم به گداهای محترم هم شهری کمک های اقتصادی کنم . یکی از آقایون که شل تشریف داره و خیلی با هم رفیقیم دو تا از بچه هاش یک پسر و یک دخترش دانشگاه آزاد درس میخونند. این اشخاص جزو مستضعفین نیستن . بعضیشون به مرفهین بی درد بیشتر شباهت دارند. با ادامه بیکاری احتمالا یکی دو سال آینده باید برای طرح کاد ( کار و دانش ) پیش چند تا ازینا برم و روضه خوانی هم که یاد گرفتم و الباقی مشکل پادرد هست که باید جزو گداهای متحرک قرار بگیرم. یه بلند گو و یک کاسه چهل کلید که احتمالا ساخت چین هست جزو لوازم مورد نیازم هست.با یک شال سیاه...متاسفانه آهنگ های هایده رو بیشتر بلدم بخوانم ولی با همین یکی دوتایی که بلدم برای شروع کار بد نیست.

گرچه از شانس من گدا بگیری میشه ولی باید تلاش کرد.شاید جاده ترقی من در گدایی باشد.اگر زن بودم... یک جنده ای میشدم که از هر نفر ده هزار تومن بگیرم نه مثل اونی که فلان جا وامیسه  "" هر کی هر چی بده میگیره. این سودش کمه.از شانس بد ... پسر بدنیا اومدم. روزی که میرفتم دانشگاه فکر میکردم میشم قاضی ! حالا به گدایی هم راضی ام ...

دو سه تا عکس با این والاگهر انداختم بماند یادگار ... شاید برای اینکه چنین هستیم و چنان نیستیم یادمان بماند که شکر خداوند را بجای بیاریم و فراموشش نکنیم.اگر چه وضع مالی ایشان از بنده بهتره...

سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ"

 

 

سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ"

من سمت چپش نشستم که در این عکس خود سانسوری کردم.


  • آخرین ویرایش:دوشنبه هجدهم بهمن 1389
آخرین پست ها
منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.bahar-20.com رفتن به بالای صفحه