تبلیغات
روزنوشت بیکاری ... بهترین شغل دنیا بیکاریست ...بیکاران 2010 - همسایه آزاری
پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389  ساعت 04 و 21 دقیقه و 47 ثانیه

چندین شب پیش ازین همین وقتا بود . یهو زلزله الارض زلزالها پیش چشمانم جان گرفت و افتادم یاد زلزله بم که نماز وحشتش را هنوز نخواندم ... اما این زلزله نبود.همسایه بالایی بود که داشت مردم آزاری میکرد... یه دختر خانمیه که فکر میکنم پنجاه سالی داره ولی مجرده و چشم انتظار شوهر !!!

از اون بد شانسهایی نیست که اخلاق خوبی دارن ولی نشده... این یکی علاوه بر همه موارد " دچار جنون خود کلانتر بینی هم هست . خلاصه احساس گردن کلفتی بهش دست داده اینه که خونه هر شوهری رفته همان ده دقیقه اولش بوده و ....

بنده نیز همان شب در حاشیه کتابم شعری براش سرودم افتضاحتر از خلقیات خودش. حیفم آمد شعر را ننویسم  ...این بود که نوشتمش. یک مقداری هم کلماتی از فرهنگ خودمان سوارش کردم .

آن کدام گوساله است " کاینچنین در نصف شو .............ریده بر اهل زمین و آسمان در وقت خو

نیمه شب شد ای زن بد کاره تو " ای فاحشه ..............حتم دارم فاسقت دانسته بیشتر کرده جو

توپخانه گر میداشتم فرصت نمیدادم ترا .....................تق و پوق های شبانه هی کنی ای ماده گو

آپارتمان را فهم خواهد بنشستنش .........................واحد بالا گرفتی یا سکوت است " یا که رو

ورنه دیدی دسته خر یا دسته بیل رفت اندرون ..............تابخود آیی شدی افضا " همان شب کردی تو ( تب)

تا که گفتم خفه خون"باید بگویی تو بچشم ................ورنه حال و خان و مان و داده ات " رفته به لو

آبرو و حیثیت " محترم باشد ولی ........................آزار همسایه دایم میکنی در خفت و خو

حالا هی پشت سرم تعریف نکنید که عجب شعری بود .. دمش گرم ایوالله .... خب منم خودم میدونم  شاعر خوبی هستم و خصوصا که فی البداهه میتونم کس شعر بگم و به چندین زبان مختلف هم این توانایی را دارم. بعضی از شعرای خیلی مغرور که  خیال میکنن از کون فیل افتادن ... نهایتا دو زبان و نصفی بلد باشند .ولی بنده خیلی بیشتر از اینا در توانم هست فقط یک پیش نیاز داره . باید عصبانی بشم تا همه قدرتم در اشعارم متجلی بشه. متبلور بشه... برای ور زدن باید متبلور بشه ... به این میگن تبلور ... جوهره علوم گوناگونم در شعرهایم فوران کنه ... میدونید ...باید بزنه بیرون ... البته چونکه نمیخوام از خودم تعریف کنم بیشتر از این نمیگم.

اینکه چند تا نقطه جلوی یک کلمه یا جمله میزارم یا میزارن یا میذارم یا میذارند ... یعنی این مفهوم ادامه داره.خیلیا یک نقطه میگذارند و میرن سر جمله بعدی !!! <<< این یعنی علامت تعجب. یعنی اینکه فلان رفتار تعجب انگیزه ... و چند تا نقطه جلوش یعنی در طول زمان این معنا ادامه داره ...

خوشحالم که تا هستم وبلاگم کمک راهی برای شماست یا حالا اونایی که ...... میخوان یاد بگیرند. اصولا آموختن راهیست برای توانمند بودن. گاهی یک جمله گیر نمیاد تا با کلمه  آخرش به ور زدن خاتمه بدیم....

 


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.bahar-20.com رفتن به بالای صفحه