تبلیغات
روزنوشت بیکاری ... بهترین شغل دنیا بیکاریست ...بیکاران 2010 - تقلب مطلب
شنبه هفدهم مهر 1389  ساعت 05 و 57 دقیقه و 05 ثانیه
توسط: رضا الف

بنام خدایی که همین نزدیکیهاست  

دوستش میداریم و دوستمان میدارد و حتما بسیار زیباست.زیبا باید باشد که اینهمه زیبایی آفریده است. 

گفتم خدایا طبیعت را در نهایت زیبایی آفریده ای و انسان را و خلاصه همه چیز و همه کس را.... پس چگونه است که بعضیها فقط زشتی میبینن؟ 

گفت .... 

بگذریم.به خودم گفتم بیام و یک وبلاگ درست کنم.همیشه که نمیشه با خودم حرف بزنم.یا اینکه بنویسمشون. حالا یکی از دو وضعیت ایجاد میشه.یا کسانی پیدا میشن که با من حرف بزنن.یا مث قبل خودم میمانم و خودم .با این فرق که نوشته هم میشن. 

هر هفته در باره یک چیزی حرف بزنیم.کسی دوست داشت بدون گفته های ناجور ؛بگه در این مورد هم حرف بزنیم.منم میگم باشه. 

بخودم گفتم از همین اول بگو اهل چی هستی و در چه موردی میخوای حرف بزنی.بخودم گفتم آقا رضا بگو که اهل چی هستی. 

خودم بمن گفت هر چی خوشگل هست در موردش بگو.و من بخودم گفتم ازین آقا زاده های نازنین و دخمل خانمای زیبا مثل دسته گل و از دوستی و رفاقت و .... خلاصه بگو . 

حالا اینا رو گفتم که بشه مقدمه. 

بجای سر آغاز ؛ این دفعه ته آغاز کردم.


  • آخرین ویرایش:جمعه بیست و یکم آبان 1389
آخرین پست ها
منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.bahar-20.com رفتن به بالای صفحه