تبلیغات
روزنوشت بیکاری ... بهترین شغل دنیا بیکاریست ...بیکاران 2010 - ای وای بدبختی
شنبه بیست و ششم تیر 1389  ساعت 01 و 58 دقیقه و 14 ثانیه
نوع مطلب: (اظهار فضل ،) توسط: رضا الف

امروز از هفت صبح تا صلاه ظهر پای کامپیوتر بودم و از دود و دم هم خبری نیست که ...بیکاری زد سرم تا پنج غروب نشستم کتاب خوندم.و از اون وقت تا الان دارم توی وبلاگ مردم چرندیات میخونم.

بهترینشون خاطرات یه نعش کش بود که بهش گفتم ایوالله. جدیدا یه مشتی بچه باز  و دختر باز و سورچی و عمله بنا و رمال شدند وبلاگ نویس.ریدن توی سیستم اینترنتی و هر کس شعری بلدن مینویسن. ادب هم ندارن .همینجور کیری کیری از لغات مستهجن استفاده نامطلوب میکنن.

تریاک گیر نمیاد همه رفتن سراغ هریلی ( همون هروئین ) از یه ور هریلی و از یه طرف ازین قرص جدیدا.یه دونه میندازن بالا و فی الفور کس و کونشون رو میدن بالا . خب جنبه ندارن دیگه.اینهمه بته شاهدانه توی خیابوناست کسی دست نمیزنه. نسل جدید سوسوله نمیدونه چرس و بنگ چیه .همون گرس خودمونه که خشک سربرگاشو میریختیم توی سیگار و چپق و دود میکردیم  . اصطلاحا بار میزدیم.و تا نصف شب کس میگفتیم و کس میشنیدیم و هررررره خندمون میرفت به فلک هفتم.حالا توی دیوان حشر الوق وق نوشته که به گرس میگن گراس !!! کون لقتون .معلومم نشد فرهنگستان ادب پارسی کدوم قبرستونیه که اینطوری نرینن توی ادبیاتمون.

حالا چار تا بچه کونی اومدن شدن خلافکار .آبرو حیثیت هرچی خلافکاره بردن.ما خلاف میکردیم قدیم ندیما ولی شرف و حیثیت و ناموس حالیمون بود. الان هر چی بچه سوسوله اسمشو گذاشته خلافکار.

تلفن زدم به اداره برق... یکی گوشیو برداشته ... الو اداره برق فلان خرابشده؟

یارو : بله ... ( میخواستم بگم بله و مرض .مگه ارث ننتو طلب داری مرتیکه ) به بزرگواری خودم بخشیدمش.

گفتم با رئیس کار دارم.

یارو : نمیشه. جلسه داره.( خواستم بگم ریدم به اون جلسه که تمومی نداره و هیچوقت ته دیگ نمیگیره ولی به بزرگی خودم بخشیدمش.بخشندگی میکنم .بخشش از بزرگان است. خب ما هم از بزرگانیم.زرشکککککککککک.

خلاصه با صد تا فحش و فضیحت رئیس اومد پا تلفن.گفتم : الوووو... رئیس برق این خرابشده تویی؟

گفت بله .فرمایش.

گفتم کس زنت.کیرم توی این اداره برق که تلویزیون من سوخت برای این برق رفتنا.

گفت آقا درست حرف بزن.... ادب داشته باش و ازین چرت و پرتا.

نذاشتم ادامه بده تا کونش بسوزه.حالا کونش نسوزه فیوزش که در میره.یه مو از خرس کندن کافیه.حالا رفتم دادم درستش کنن باید تمام ظروف نقره جهیزیه ننه ام رو بفروشم تا بلکه پول تعمیر تلویزیون چهارده اینچم در بیاد.

فردا یادم باشه اون بته شاهدانه را که نشون کردم بکنم بیارم خونه خشکش کنم... با ریفیق میفیقا قدیمی بریم حالشو ببریم.ولی مودبانه .نه اینکه الکی فحشای ناموسی بدیم.مث این بچه سوسولای روزگار.داشتم میومدم وبلاگ ... یه چیز دیدم کله ام سوت کشید.این سوت همون شوت خودمونه .جدیدا به شوت زدن میگن سوت زدن.اینم احتمالا از علائم آخرالزمانه ...

آره... نوشته بود بامعرفت ترین بچه های ایران" بچه های تهرانن.آی خندیدم آی خندیدم.آی خندیدم..........

یه عمره وقتی صحبت کون میشه میفتیم یاد بچه تهرونیا.حالا برامون شدن آخر معرفت.تقصیر بی بی سیه با اون برنامش. اسمش چی بود؟ یادم نیس.مهم نی.

حالا هی میگن سرانه مطالعه دو دقیقه سه دقیقه. اصولا معنی مطالعه مث اشتغال عوض شده.میگن هر هفته دو ساعت کار میشه اشتغال !!!! تلویزیونتون باید بسوزه مث من بشینید پا کتاب روزی هفده ساعت.ماهواره و تریاک و بی بی سی مگه میذاره کسی مطالعه کنه.اینه که همه شدن وبلاگ نویس.هر بچه ننری از ننه اش قهر میکنه یه وبلاگ درست میکنه پرش میکنه خیالات واهی با فحشای چارواداری.از بس کتاب گران شده.یه کتاب تهران قدیم پنجاه هزار تومن.یه کتاب قانون مالیاتهای مستقیم هفت هشت هزار تومن. هر ننه قمری چارتا کس شعر مینویسه اسمشو میذاره دیوان و چاپش میکنه و یه هفته بعدش به اسم شاعر میره لندن کنسرت اجرا میکنه.حتما یه گیتار هم برای دک و پوزش میگیره دستش و چهل تا عکس میگیره.حالا بهش بگو سیم سل و بم و هنگام کدومه بلد نیس.من بدبخت بی تلویزیون یه عمره دارم ساز میزنم ازین کارا خنک نکردم.

هر کی ویولون و نی منو زد سرش منت میزارم دوتا سیگاری بنگ باش میکشم بینیم کی بیشتر جنبه داره.

یه روزگاری سربسر هم میذاشتیم میگفتیم فلانی چند شاعر بشمارید؟ اونم میگفت حافظ و سعدی و فلان و فلان. و ما هررررررررر میزدیم زیر خنده .نمیفهمید متلک بارش کردیم.

جدیدا وبلاگ دارا مینویسن (( برین توی نظرات )) ... (( حتما برین توی نظرات )) خب ما هم ریدیم توی نظراتشون.

آخه مرد ناحسابی برین از کدام دستور زبان تبعیت میکنه؟ مث بچه آدم بنویس (( بروید )) برین چه صیغه ای بود؟ لابد متکلم مع الغیر.

بگذریم .به این وبلاگ نعش کش سری بزنید یه دست مریزاد بهش بگید.بالاخره همه سر و کارتون با این جماعت میفته.حال ا تو امروز و فردا ... من صد سال دیگه... فرق نمیکنه.شتریه که فلان...

اینم آدرسش:http://nashkesh.blogfa.com

البته من از از کپی برداری دل خوشی ندارم.ولی اینکارو کنم به یارو نمیگم.اما شما با ذکر منبع میتونید از مطالب من کپی برداری کنید. ولی ذکر منبع نکنید و ببینم نعش کشو میارم سراغتون.

یا حق و حقیقت خدا و پیغمبرش و مولا علی...


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.bahar-20.com رفتن به بالای صفحه