تبلیغات
روزنوشت بیکاری ... بهترین شغل دنیا بیکاریست ...بیکاران 2010 - ای روزگار........
جمعه هجدهم تیر 1389  ساعت 18 و 44 دقیقه و 33 ثانیه

چندی پیش وارد وبلاگی شدم که دست نوشته های یک نفری بود.اسم وبلاگش یادم نیست.در مورد حجاب مطالبی جالب داشت.از جمله اینکه قضیه حجاب مربوط به خانمهاست اما معلوم نیست چرا برخی مردان به این موضوع اهمیت بیشتری میدهند؟

گویا نداشتن حجاب یکی از دغدغه های بعضی مردان این دوره زمانه شده است؟ حال اگر به سراغ همین بعضیا برویم و بگوییم حجاب از سر خواهر نازنازیت بردار تا چهره اش را نگاهی کنیم و حالی ببریم !!! رگ غیرتش دومتر از گردنش بالاتر میزند و ..... واویلا.اما همین گونه اشخاص مرگ را برای همسایه دعا میکنند.

دو دیگر اینست که دخالت در  احوالات و خصوصیات شخصی مردم اینروزها مایه سرگرمی عده ای شده است.کافیست تصور کنند ( و نه اینکه یقین داشته باشند ) که یک آدم بیچاره وامانده  که شاید از روی هزاران گرفتاری روحی روانی ناشی از مسایل لاینحل زندگی...کم خردی کرده و کاری کرده یا حرفی زده یا تصور میکرده باید کاری کند کارستان شاید که صوابی و ثوابی بیش برده باشد و حالا کسی خوشش نیامده ازین صوابکاری حضرت ایشان.

فورا دست به اینترنت میبرند و به هزار مرجع مشخص و نامشخص ابراز میدارند که چنین شخصی قصد فلان داشته و بهمان کرده و اتهاماتی چندان غلاظ و شداد به آن نگون بخت لحاظ میکنند که گویا جنایت جنگی مرتکب شده.

الان کافیست کسی در این دنیای وارونه از این مطالب من خوشش نیاید.سایت مرداب و گرداب و سرداب و گرماب و شونصد سایت دیگر رفته و هر انچه در مورد بنده و محتویات این بیکارستان پدرمرده بذهن مفلوکش خطور کند و تمامی تصورات منفی و ناجوانمردانه که در اندیشه نابکارش دارد حواله میکند.و حالا خربیار و باقلا بار کن.

شاید یک علتش همین است که بسیاری از مردم " معلومات حقوقی ندارند و از قوانین موضوعه بی اطلاعندو تعریف جرم را نمیدانند.و از دیگر سو هر چیزی قابلیت تصور و تبدیل شدن به جرم را حائز است.

خداوند تبارک و تعالی فرصتی مهیا سازد بلکه بتوانم قوانین و آرای وحدت رویه و برخی تفاسیر را در بیکارستان بنویسم تا سیه روی شود هرکه دراو "غش باشد.البته خوبی این قضایا اینست که سریعا به تصورات نابهنگام این اشخاص بیمار توجه نمیکنند .وگرنه بجز کنج خلوت و دوری از مردمان و آشنایان و بیکاران و باکاران و غیره و ذالک ...راهی دیگر نمیماند.یعنی باید همه سال معتکف شد و چند روز کفایت نمیکند.یا اینکه بگوییم خر ما از کرگی دم نداشت ... یا چیزی در همین حدود .

بوده ست خری که دم نبودش ..............روزی غم بی دمی فزودش

در دم طلبی قدم همی زد ................ دم میطلبید و دم نمیزد

ناگه نه ز راه اختیاری ........................بگذشت میان کشتزاری

دهقان مگرش ز گوشه ای دید .............. برجست و ازو دو گوش ببرید

مسکین خرک آرزوی دم کرد................ نایافته دم دوگوش گم کرد

آن کس که ز حد برون نهد گام ..............اینست سزای او سرانجام

بارخدایا این عید مبعث را روزی برای بازگشت و انابه قرار ده که این حقیر فقیر سراپا تقصیر از چنین روز پر برکتی به شغل شریف بیکاری رجوع مستمر داشته و حتی گاهگاهی شاغل نشوم.

از شغل خودم که نا امیدم.....اسهال شدم دگر بریدم

 

نظرات غیر مرتبط حذف میشوند.

 


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.bahar-20.com رفتن به بالای صفحه