تبلیغات
روزنوشت بیکاری ... بهترین شغل دنیا بیکاریست ...بیکاران 2010 - درد دل بیکاری
سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389  ساعت 02 و 13 دقیقه و 07 ثانیه
نوع مطلب: (تاریخ در چنین روزی ،) توسط: رضا الف

روزی روزگاری نه چندان دور یک بیکار بدبخت کچل به فکر افتاد تا بلکه شغلی هر چند مزخرف در این مملکت گل و بلبل بیابد. تمام سایتهای کاریابی را زیر و رو کرد ... بتمام دوستان و دشمنان و نزدیکان و روران سپرد که کاری برایش اگر یافتند خبر دارش کنند...

مدتها در این اندیشه بود که شاید بتواند کمترین و پایینترین شغل را بیابد.اما با یک قضیه حاد مواجه شد.از جمله اینکه برای نگهبانی از یک مجتمع مسکونی نیاز به تسلط کامل بر ورد " کامپیوتر... زبان انگلیسی و ده سال سابقه کار مفید !!!!!

برای کار در معادن در دور افتاده ترین نقاط کشور نیاز به تسلط کامل به تمام ماشینهای راهسازی و ورد... اکسل ... اکسز... و حداقل پنج سال سابقه کار مفید و حداقل چهار نفر که اورا تایید کنند ...

برای مدیریت در یک شرکت نامعلوم نیاز به سپردن وثیقه سی میلیون تومانی... برای مشاغلی که سابقا افاغنه انجامش نمیدادند نیاز به تایپ " تسلط به زبان عربی و انگلیسی در حد مکالمه و ووووو

معلوم نیست آن خوار کسته ای که چنین تبلیغی میکند جهت یافتن یک کارگر پیزوری چگونه می اندیشد؟؟؟؟؟؟!!!!! اگر فرض کنیم کسی ده سال سابقه کار مفید داشته و مسلط به زبان انگلیسی و مسلط به تایپ و مسلط به برنامه نویسی کامپیوتر و .... باشد که بیکار نمیشود که حالا بخواهد برای چندرغاز از شهری به شهر دیگر مهاجرت کند و منت دوصد ناکس را بجان بخرد تا بلکه این شغل کیری را بتواند بدست اورد.

ایا راحتتر نیست که بگویند ما شما را نمیخواهیم؟ کارگر و عمله بنا نمیخواهیم؟ آمار بیکاری حاکی از چهار الی شش میلیون نفر است ولی تا بحال هیچکس ار من نپرسیده که تو بیکاری یا نه؟ که اسمم وارد آمار بیکاران کشور باشد. پس همه این آمارها دو قران نمی ارزد.

بعد از سالها بیکاری خود و دیگرانی که میشناسم در یافته ام که بجز با پول هنگفت و پارتی کلفت نتوان شغلی مهیا نمود.

یقین دارم که برخی از اقوام و اشنایان میتوانند کاری کنند ولی پیش خودشان میگویند کون لق فلانی !!!

اگر فرض کنیم هر یک نفر که دستش بدهانش میرسد فقط یک نفر را ساپورت کند مطمئنا فقیری در این مملکت باقی نخواهد ماند لیکن هر کس بدنبال هر چه بیشتر کردن سرمایه خود است. هیچ کسی را بکسی کاری نیست و صد البته این وضعیت نابهنجار روز به روز و حتی لحظه به لحظه وضعیت را بد و بدتر میکند.

چندی پیش در نیمه های شب با خویشتن چنین می اندیشیدم که ای بار خدای هست و نیستی یا خدایی ترا برازنده است یا دروغی بیش نیست.اگر خداوندی تراست یا جانم بگیر و خلاصم کن یا شغلی ... کاری باری ... تغییری هر چند کیری برایم مهیا کن... یا بسوی کاری رهنمونم کن... اما نتیجه چه شد؟ نه خدا جانم را گرفت و نه تغییری ... شغلی ... کاری ... چیزی توانستم بیابم.

با اینحال اعتقاداتم چگونه میتواند بر جای خویش باقی بماناد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدایی که نمیتواند یاوری کند من و امثال مرا بدرد پستوی خانه میخورد. میخواستم مغازه ای راه بیاندازم ولی به اندازه تمام زندگی ام بتوان بی نهایت را بایستی هزینه کنم تا اقلا بتوانم  چهار تا پفک نمکی و چس فیل در ان مغازه بگذارم. حالا فروش و درامد و تشکیل زندگی بر اساس آن پیشکش.

شاید همه این مصایب از دوران خاتمی ست که سیاست کوچک کردن دولت را در پیش گرفت.و نتیجه بیکاری میلیونها نفر تحصیلکرده و باسواد و بیسواد است که در این کشور بجز افسردگی و یا دست یازیدن به اعمال مجرمانه راهی برایشان باقی نمانده.

یقین دارم که بین نزدیکان هستند کسانی که میتوانند بی اینکه خودشان متضرر شوند برای یافتن کاری در این کشور یا دیگر ممالک دور و نزدیک کمک هایی کنند ولی نمیدانم چرا نمیخواهند ؟

تمام عمرم به دو گونه گذشت. یا مشغول درس و تحصیلات بوده ام یا بیکار بوده ام. ای تف به این زندگی.

آیا اینهمه را نمیتوان از دولتمردان پرسید که فلسفه حکومت داری صرفا بدست اوردن قدرت نیست؟ بطور ساده میگویم. این کشور مال مردم انست. بخشی از ثروت و قدرت و توانایی هایشان را به دولت واگذار میکنند تا در عوض برای انها شرایطی مساوی برای داشتن شغل و زندگی و امنیت و درآمد و حقوق مساوی ایجاد کند. با اینحال آیا چنین اموری انجام شده است؟

تصور میکنم از این به بعد باید راههای خودکشی را اموزش بدهم.و خودم نیز بیکی از صور انتحار به این گذران زندگی کیری اندر کیری اندر کیری خاتمه دهم. هرگز نباید نگران شد که در آن دنیا خدایی هست که خشتکمان را به چارمیخ بکشاند که چرا خودکشی کردی... چرا که اگر خدا لب تر کند خواهیم گفت تو چرا در دنیا ما را چنین خوار و بدبخت و بیکار افریدی؟ ایا در قدرت لایتناهی حضرتعالی نبود که همانطور که بیکی دوصد زندگی شیرین میدادی به این حقیر نیز اندکی روی خوش نشان میدادی؟ و حال که چنین نکردی فلذا دم فرو بند که خودکشی برای من و ما تنها ره رهایی بود....

با اینکه میدانیم بیکاری مشکلی ملی ست ولی بر این حقیر نامعلوم است که چرا برخی از نزدیکان هنوز متصورند که کون گشادی ما باعث بیکاری ست.

شغلی هر چند کیریاتی در شهر خودمان نایاب است... در استان و شهرهای دیگر نیز نایاب است... در تهران هم نایاب است... با کمترین درامد و حتی بدون درامد نیز نایاب است... شاید بهتر همان باشد که همچون افاغنه به کشورهای دیگر بدتر از اینجا برویم و بدون توجه به تحصیلاتمان به کثیفترین مشاغل روی بیاوریم.

آیا جز این راهی هست؟


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.bahar-20.com رفتن به بالای صفحه