تبلیغات
روزنوشت بیکاری ... بهترین شغل دنیا بیکاریست ...بیکاران 2010 - از این رهگذر...
چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388  ساعت 04 و 38 دقیقه و 25 ثانیه
نوع مطلب: (اظهار فضل ،) توسط: رضا الف

حقه وافور اگر بشکست معذورم بدار ........... دستم اندر لنگ ساقی سیمین ساق بود

این روزها داشتن وبلاگ به یکی از ضروریات افراد تبدیل شده.الزاما نباید به مسایل سیاسی نگریسته شود.هر کسی به فراخور علم و دانش و اندیشه خود مطالبی جهت نگارش در وبلاگ شخصی خود دارد.

فی الواقع با نوشتن بسیاری چیزها در وبلاگ و بی اینکه به آمار بازدید کننده ها دقتی کنیم که شاید اصلا مهم نباشد ...میخواهیم انبوه افکاری که در ذهن داریم را جایی تخلیه کنیم.سبک شویم و راحتتر بتوانیم ادامه زندگی ملال آورمان را شاهد باشیم.

در این بین" برخی وبلاگ ها موضوعاتی بخصوص را دنبال میکنند. مانند مسایل جنسی .جالب اینجاست که اینگونه وبلاگها دایما در معرض فیلترینگ هستند ولی باز از جایی دیگر سربرمیآورند و در ماه هزاران نفر به آنها رجوع میکنند.علت چیست؟چرا اینهمه وبلاگهای اینگونه برای مخاطبان جالب توجه هستند؟

شاید یکی از دلایل آن همانا تشنگی جنسی باشد که بشدت رایج است.عده ای بدنبال تصاویری از پسر بچه ها هستند و مطالبی در این خصوص مینویسند و تصاویری قرار میدهند.

عده دیگری تصاویری از دختران و آخرین مدلهای لباس شب و دیگر انواع مسایل زنانه را موضوع وبلاگ خود قرار میدهند و معمولا با تصویر همراهند.

بنده حقیر فقیر کچل نیز با بیکاری درد دل میکنم و افکار قاطی پاطی خود را در این رهگذر مینگارم.ولی با وجود خیل عظیم بیکاران که مسلما همه شب تا به صبح در کنار کامپیوتر خود چرت میزنند ... کمتر بدنبال اینگونه وبلاگها میایند.اما چرا؟

شاید یک دلیلش همین ست که بیکاری خود را پذیرفته اند و نمیخواهند بیش از این در جایی دیگر مشکل خود را ببینند. حالا کافیست چهار تا عکس لختی پختی بگذارم.بیکباره آمار بازدید کنندگان سر به فلک میساید.جالبه نه؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!..........

چندی پیش ازین یکی گفت چه کنیم تا از ملالت ایام رها شویم؟

خواستم بگویم کونت را توی آب یخ بگذار ... اما نشد که بگویم.گرچه نصایحی نمودم که خیال نکند احمق تشریف دارم ولی... واقعیت اینست که از مادیات طرفی نبسته ایم و شرایط نیز بگونه ای شده که از معنویت نیز دور و دورتر شده ایم.

در زمین و زمان معلقیم.همه افراد خود را علامه دهر میبینند اما به هر کسی و چیزی که بیابند متمسک میشوند جهت رهایی روح خسته شان.

یکی وبلاگ مینویسد و یکی دربدر وبلاگ میجوید. تا شاید همفکری دیگران با ذهنیات مشوش خود را بیابند و کمی آسوده شوند.

خلاصه همه اندر خم پس کوچه ایم.تنها راهی که معمولا میتوان یافت رفتن بسوی اشعار زیبای کهن پارسی ست.

عیشم مدام است از لعل دلخواه

 

کارم به کام است الحمدلله

ای بخت سرکش تنگش به بر کش

 

گه جام زر کش گه لعل دلخواه

ما را به رندی افسانه کردند

 

پیران جاهل شیخان گمراه

از دست زاهد کردیم توبه

 

و از فعل عابد استغفرالله

جانا چه گویم شرح فراقت

 

چشمی و صد نم جانی و صد آه

کافر مبیناد این غم که دیده‌ست

 

از قامتت سرو از عارضت ماه

شوق لبت برد از یاد حافظ

 

درس شبانه ورد سحرگاه

.....................

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

 

منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

شب تار است و ره وادی ایمن در پیش

 

آتش طور کجا موعد دیدار کجاست

هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد

 

در خرابات بگویید که هشیار کجاست

آن کس است اهل بشارت که اشارت داند

 

نکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست

هر سر موی مرا با تو هزاران کار است

 

ما کجاییم و ملامت گر بی‌کار کجاست

بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش

 

کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست

عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو

 

دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی

 

عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

 

فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

..............

http://rira.ir/rira/php/?page=view&mod=classicpoems&obj=home&id=0


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها
منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.bahar-20.com رفتن به بالای صفحه